از اونجایی که تلگرام بسته است و نمیشه هیچ حسی رو تو کانال بنویسم پس اینجا مینویسم.یک آهنگ از آلبوم های قدیمی April Rain به گوشم خورد به اسم Melting Snowman.و بعد به خود کلمهی Melting فکر کردم که چقدر قشنگه. چقدر از معنی فارسیش روون تر و زیباتره. مثلا جملهی Melting In Love چه …
حالا چند روزی از شروع جنگ گذشته.وضعیت کار بصورت تعلیق در اومده.اینترنت نیست و من تمام پروژه ها رو استاپ کردم.هر روز میام کافه و فرانسه میخونم. دلنشینه!داره به مغزم میزنه که شاهنامه رو هم شروع کنم. آخه وقت زیاد دارم. چند تا مقام دیگهی خراسانی هم یاد گرفتم.جلسات تراپی رو با تراپیست قدیمی دوباره …
بالانوشت: نمیدونم چرا این پست طولانی و درهم برهم شد. انگار همه چیز تلمبار شده بود و باید بعد از جنگ لعنتی خالی میشدم. و حالا که برای بار n ام دارم میخونمش میفهمم اصلا نویسنده خوبی نیستم حتی در شرح دادن احوالاتم. شاید برای همین همیشه سعی میکردم با دو خط نوشتن همه چیز …
تا چند وقت دیگه برای زندگی به تهران میرم. هم حال خوبی دارم و هم بد. غربت چند برابری این مهاجرت کوچک برام از این همین حالا شروع شده. امید که زنده بمونم تو این حال.
تنهایی داره هر روز عمیق تر و هولناک تر میشه. این دیو تنهایی! کاش مأمنی بود.
هیچ آبادیای نمیبینم. یکی از صدها هزار انواع تنهایی در من رخنه کرده. این وضعیت خسته کننده است. این تنهایی در شرایط عدم قطعیت.
اینجا میشه مُرد. اینجا جاییه که حس خوب نبودن رو میتونی دریافت کنی. زیر نور چراغ های وسط خیابون. یک لیوان چای، یک جمعهی خنثی و افق دید به سمت کوههای مه آلود. ( بیست و ششم بهمن ماه هزار و چهارصد و دو -ساعت نوزده و بیست و پنج دقیقه – منطقه پنجاه و …
به خودم یادآوری میکنم که از درد و احساس خالی نشو. ساعت یک شب دنبال نسخه های مختلف ساری گلینام. سرفههای بی مورد کم شده. اثرات رفلاکس اسید معده است. چند نسخه خالص و شاهکار ازش پیدا میکنم. عالیم قاسماف و محمد معتمدی و چند نسخه بی نام و نشون دیگه. و متن شعر که …
وقتی حتی نوشتن هم آرومم نمیکنه یعنی سرگردانی. تا بعد
کار کردن بی وقفه. این تمام چیزیه که من میخوام. دوپامین بدون اثرات جانبی. دکتر هم تایید میکنه. از روزهایی که توی استرالیا تا آخرین ساعات کار میکرده چون لذت رو در کار کردن میدیده. این روزها با TON آشنا شدم و دارم چیزهای جدیدی رو تجربه میکنم. لذت مداوم یادگرفتن و تجربه کردن رو …